هدر صفحات هدر صفحات

آیت الله صادق آملی لاریجانی حضور مردم در پای صندوق های رای نشان می دهد مرز مطالبات معیشتی مردم از مرز امنیت و اقتدار کشور جداست/ انتخابات پرشور، دشمن را از ضربه زدن به کشور نا امید می‌کند/ مجلس قوی به رفع مشکلات معیشتی مردم کمک می‌کند

  • آیت الله آملی لاریجانی همه با هر سلیقه ای که دارند در انتخابات شرکت کنند و اهتمام خود را به نظام جمهوری اسلامی و بحث اهمیت سرنوشتی که در دست خود مردم است، نشان بدهند
  • حضور رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در جمع راهپیمایان 22 بهمن قم
  • رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام - کشورهای مسلمان به یاری دولت و مردم رنج دیده لبنان برخیزند
  • کمیسیون ویژه بررسی مشکلات اقتصادی کشور در مجمع تشخیص مصلحت نظام تشکیل شده است
  • آیت‌الله آملی‌لاریجانی شورای نگهبان بر اساس مرّ قانون عمل می‌کند
  • هیچ نظامی در دنیا قابل پیاده شدن نیست مگر اینکه مردم همراهی کنند / این معامله ننگین قرن هم پا نخواهد گرفت / همه با هر سلیقه ای که دارند در انتخابات شرکت کنند
  • امروز کار دانشگاه یک کار جهادی است
  • رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ملت های مسلمان خواب عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی را آشفته می کنند
  • قدردانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام از بیانات و الطاف رهبر معظم انقلاب
پ پ

1398/7/2

طرحی نو در تدوین و تبویب مباحث علم اصول

نویسنده : لاریجانی،محمد صادق

افکار و طـرح های نو راه های تازه ای را به سوی عالمان و پژوهشیان می گشاید و مسیر تحقیق را هموار می سازد، از هـمین رو مـجله بـخش طرح ها و اندیشه های نو را گشود، تا پژوهش گرانی که راه کارها و طرح های تازه ای دارند به سهولت بتوانند مـحققان و دانشیان را از آن آگاه سازند، اندیشه های خود را آفتابی کنند و در مواجه با نقدها نقاط قوت و ضـعف آن را بیابند و بدین وسیله بـه پیـشبرد دانش در عرصه علوم دینی، مدد رسانند. مجله «پژوهش و حوزه» از طرح ها و پیشنهادها و نقد آن ها استقبال نموده و برای اطلاع محققان در هر شماره به درج آن اقدام می کند.

تردیدی نیست که تلاش عالمان بزرگ اسلام، خصوصاً فقیهان، اصـولیان، مفسّران و حکیمان شیعی میراث عظیمی از معارف را برای ما به جای گذاشته است. محافل علمی ما، به ویژه حوزه های علمیه، اکنون بر این خوان گسترده نشسته اند. تلاش برای فهم و هضم و جذب ایـن مـعارف بخشی از وظیفه ما را تشکیل می دهد. بخش عظیم تر آن، اجتهاد مستمرّ و تهذیب و پالایش و ابداع در مورد این معارف است.

یکی از این دانش ها علم اصول است که به دلیل ضروت فراگیری آن از یک طرف و حجم و گـستره وسـیع آن از طرف دیگر، بر خوردِ خلاق و پالایش و تدوین تازه ای را می طلبد.

به گمان ما تدوین و تنظیم جدید علم اصول هم در مرحله کتاب های درسی و هم در مرحله القای درس های خارج، اکنون یک نیاز است. شیوه مـعهود در حـوزه ها دچار پاره ای کاستی ها است، از جمله:

الف) تدوین و تبویب مباحث در کتاب های درسی خصوصاً در مباحث الفاظ، نظم و نسق متناسبی ندارد. پاره ای از بحث ها لفظی اند و مربوط به دلالت های زبانی در حالی که برخی دیگر عقلی اند و مـتکی بـر وجـدان های عقلی اعم از نظری و عملی.

مباحث الفاظ کـفایة الاصـول مـرحوم آخوند خراسانی، مخلوطی است از این دوگونه بحث. مرحوم آخوند، کفایه را در هشت مقصد، یک مقدمه و یک خاتمه تدوین نموده است: مقدّمه در سـیزده امـر کـه عمدتاً مربوط به بحث های زبانی است، نظیر حـقیقت وضـع، معانی حرفی، معیار صحت استعمالات مجازی، صحت اطلاق لفظ و اراده نوع به آن و....

مقصد اوّل در اوامر، مقصد دوّم در نواهی، مقصد سوم در مفاهیم، مقصد چـهارم در عـام و خـاص، مقصد پنجم در اطلاق و تقیید، مقصد ششم در امارات معتبره شرعی یـا عقلی، مقصد هفتم در اصول عملیه و مقصد هشتم در تعارض ادله. خاتمه هم در اجتهاد و تقلید.

بسیاری از مباحث که در مقصد اوّل و دوم آمده است، مـباحث عـقلی اند، مـثل بحث ضد و ترتّب و بحث اجتماع امر و نهی. این دو بحث با هـمه گـستردگی جزء مباحث الفاظ شمرده شده اند، در حالی که هیچ تناسبی با آن ندارند. و همین طور مبحث إجزاء که بـحثی عـقلی است.

بنابراین مـعقول تر آن است که مطالب این بخش (یعنی مباحث الفاظ) به گونه ای دیگر تـدوین و تـبویب شود.

ب) پارهـ ای از بحث ها در عین این که مهمّ و سرنوشت سازند، به صورت استطرادی و در خلال مباحث دیگر مطرح شده اند، در حـالی کـه اهـمیّت آن ها اقتضا می کرد بحث های مستقلّی بدان ها اختصاص یابد. از جمله مباحث مربوط به ماهیت حـکم، کـه با همه اهمیت آن، به صورت پراکنده در این جا و آن جا بر حسب ضرورت مـطرح شـده اسـت. آیا عجیب نیست که این بحث مهمّ (علاوه بر مواضع دیگر) در بحث خروج از ابـتلاء از مـباحث علم اجمالی در اصول عملیه مطرح می شود؟!

و همین طور بحث حسن و قبح عقلی. گرچه بحث حـسن و قـبح، در اصـل بحثی کلامی است ولی اصولیان به دنبال نیاز مبرم به آن، مجبور به طرح مباحث مـربوط بـه آن می شوند، امّا غالباً ناقص و شکننده و اشکال پذیر. چون عمدتاً آن را به نحوی اسـتطرادی مـطرح مـی کنند. گرچه در کتاب های قدیم تر علم اصول مثل «فصول» و «هدایة المسترشدین» و «تقریرات شیخ انصاری» و... فصلی برای آن بـاز کـرده اند ولیـ در کتاب های متأخرتر چنین نیست. مرحوم آخوند در کفایه بحثی در باب حسن و قبح عـقلی نـدارد، گرچه در سرتاسر علم اصول بدان استناد می کند. آری در فوائد ملحق به حاشیه رسائل دو فائده در باب حسن و قـبح عـقلی و قاعده ملازمه دارد که خالی از تحقیق نیست.1

کتاب های مرحوم نائینی (تقریرات) و محقق عراقی هم از آنـ ها خـالی است، گرچه فقرات کوتاهی در این مباحث مـطرح کرده اند.

البته مـی شد کـه این بحث ها در علم کلام به طور مـستوفا بـحث شود و در اصول به نتایج آن ها اکتفا گردد، ولی متأسفانه وضع در علم کلام هم چـندان رضـایت بخش نیست و این مباحث نیازمند تـحوّل و اجـتهاد جدید است.

در هـر حـال در وضـع کنونی که بسیاری از مباحث اصولی (خـصوصاً بـحث «حجیّت» که آن را غالباً به معنای معذریّت و منجزیت و منجزیت را به معنای اسـتحقاق عـقاب علی المخالفة گرفته اند) سخت به تـنقیح مباحث حسن و قبح و قـضاوت های ارزشـی دیگر نیازمند است، صحیح نـیست کـه این مباحث به نحوی منقّح و مستقل مطرح نگردند.

ج) اکنون در مغرب زمین مباحث مفصلی در بـاب زبـان مطرح است هم در زبان شـناسی ) Linguistics)و هـم در فـلسفه زبان ) Philosophy of language)که بـخشی از فـلسفه تحلیلی است و هم در عـلم تـفسیر متون یا هرمنوتیک ) Hermenutics). گرچه آن بحث ها با اهداف دیگری غیر از هدف های یک اصولی مطرح مـی شوند، ولیـ بالاخره وجوه اشتراک بسیاری دارند. در عـلم اصـول بسیار شـایسته اسـت کـه لااقل اجمال پاره ای مـباحث کلّی مشترک مطرح شود و از آراء جدیدتر اطلاع حاصل گردد ولو این که آن ها را نپذیریم. مسئله این است که در مـباحث الفـاظ علم اصول، پژوهش های بسیار صورت گـرفته، و کـارهای مـهمّی عـرضه شـده است، ولی متأسفانه در زمـان مـا این تحقیقات بدون بیان نسبت شان با مباحث دیگران عرضه می شوند ولذا در بیرون حوزه ها نمی دانند که در معارف حـوزوی چـه مـی گذرد. آشنایی طلاب جوان که بنای تحقیق عـمیق در عـلم اصـول را دارنـد، بـا ایـن مباحث، موجب می شود که در مواضعی که احساس می کنند جای تحقیق تطبیقی هست، کارهای نویی پدید آورند و این به فعّال تر شدن دایره تحقیقات حوزوی می انجامد و بدان نشاط خـاصّی می بخشد و بیرون حوزه ها را نیز سیراب می کند و بر تفاهم کلّی بین حوزه و دانشگاه هم می افزاید. علاوه بر این که در میان مطالب غربیان گاه مطلب قابل قبولی هم یافت می شود که بر غـنای بـحث ها می افزاید.

د) پاره ای مباحث دخل مستقیمی در فقه ندارند بلکه فقط با چند واسطه می توانند در فهم فقهی موءثر افتند، ولی به فهم بهتر خود علم اصول کمک می کنند. مثل این مسئله که «مـاهیت گـزاره ها و مسائل اصولی چیست؟» یا «روش های به کار گرفته شده در علم اصول کدامند؟»

بسیار به جاست که این گونه مباحث، در مدخل علم اصول گنجانده شود ولو به عـنوان مـبادی یا فلسفه علم اصول، چـنان که مـا اختیار کرده ایم.

هـ) از جمله کاستی ها در بحث های اصولی، عدم طرح مباحث کاربردی آن ها در فقه است.

گاه طالب علمی چند ماه در بحثی اصولی مثل مشتق یا بحث ضد یا اجـتماع امـر و نهی معطل می شود، امـّا از ثـمرات و کاربردهای عینی آن در فقه خبری ندارد. از تطبیقات فقهی بحث اجتماع امر و نهی فقط مسئله «صلوة در دار غصبی» را می داند و در بحث عام و خاص هم «اکرم کل عالم» را که تخصیص به «لاتکرم الفسّاق من العـلماء» مـی خورد! برای این کار باید چاره ای کرد و در هر بحث، تطبیقات فقهی در حدّ میسور لااقل به عنوان تمرین های عملی و کاربردی اصول مطرح کرد و طالبان علم را عملاً به وادی اجتهاد کشاند.

البته ما مدّعی نیستیم در کاری کـه در پیـش روی داریم، چـندان این آرزوها را برآورده سازیم، این کاری است که باید به کمک جمع صورت گیرد و مدارک آماده تری بـرای بحث ها و تطبیقات فراهم آید. ولی امیدواریم به سوی این هدف گـام هایی ولو نـاچیز برداریم.

و) از جـمله مطالبی که افزودن آن به علم اصولِ رایج، مفید به نظر می رسد، بیان کاربردهای علم اصول در رشته های دیـگر اسـت مثل حقوق یا فلسفه حقوق یا فلسفه زبان و هرمنوتیک و... این نکته با نـکته (جـ) پیـوند خاصی دارند و در واقع مکمّل آن است.

به نظر می رسد نکات فوق، تدوین جدیدی در علم اصول را طلب می کند. در سـال های اخیر بزرگانی به فکر تنظیم و تبویب جدید و پالایش علم اصول افتاده اند که از پیـش قراولان این فکر، بـاید از مـحقّق سترگ شیخ محمدحسین اصفهانی(قده) نام برد که با کتاب الاصول علی النهج الحدیث شیوه ای نو در فن اصول، ابداع نمود که متأسفانه آن کتاب در همان اوایل کار با در رسیدن اجل این مرد بـزرگ، ناقص ماند و جهان علم از نوآوری های وی محروم ماند.

مرحوم مظفّر صاحب کتاب درسی اصول الفقه تا حدّی شیوه استاد بزرگوارش را دنبال نموده است، ولی اوّلاً: فرق میان آن دو بسیار است و ثانیاً: این کتاب برای مبتدیان نـوشته شـده است نه این که آخرین تحقیقات اصولی در آن مطرح شده باشد.

از بهترین کارهایی که در این مسیر صورت گرفته است، اثر پرارزش محقّق بزرگ شهیدسید محمد باقر صدر است. حلقات مختلف دروس فی علم الاصول اثـری گـرانسنگ با تبویبی تازه است. گرچه مجموع این حلقات برای مبتدیان و محصلانِ دروس سطح حوزه نگاشته شده است، ولی تبویب جدید آن و نحوه نگارش و ورود و خروج در مباحث، همه سزاوار هرگونه ستایشی است.

شهید صدر در درسـ های خـارج علم اصول به اختصار دوگونه تدوین در علم اصول را پیشنهاد می کند و خود در سیر بحث های خارج، یکی از آن دو را ترجیح می دهد و در حدّ مقدور مباحث را بر محور آن ها به اتمام می رساند.

حضرت آیة اللّه سیستانی (دام ظله) هـم تـبویب جـدیدی در «الرافد» پیشنهاد کرده اند که قـابل تـوجّه اسـت و در طرح پیشنهادی این جانب تا حدّی از این تبویب جدید ایشان استفاده شده است.

صاحب این قلم در درس های خارج خویش، تبویب های متعدد علم اصول را در حـدّ وسـع مـطرح و نقّادی کرده است که در این جا مجالی برای طـرح آنـ ها نیست. آن چه به دنبال می آید ارائه طرحی نو در تبویب و تدوین علم اصول به همراه پاره ای توضیحات کوتاه است.

ناگفته پیداست که ایـن طـرح صـرفاً یک پیشنهاد است و طبیعتاً باید حکّ و اصلاح شود. امیدوارم صـورت اصلاح شده این طرح به همراه بحث از پیشنهادهای مختلف تدوین علم اصول، به صورت مقاله ای در اولین شماره مـجلّه تـخصّصی عـلم اصول که در کار نشر آن هستیم ارائه شود.

تبیین طرح پیشنهادی

مهم ترین نکته ای که در طـرح پیـشنهادی ما، بدان توجّه شده است لزوم پرداختن به مجموعه مسائلی است که از آن می توان به عنوان «فلسفه عـلم اصـول» نـام برد. به جای «فلسفه علم اصول» می توان از عناوین دیگری همچون «مبادی عـلم اصـول» یـا «مدخل علم اصول» استفاده کرد، گرچه فلسفه علم اصول عنوانی جامع تر است. مقصود از فـلسفه عـلم اصـول، مجموعه مباحثی است که ناظر به علم اصول است و نسبت به آن درجه دوّم محسوب مـی شود. سـال هاست که به مباحث فلسفه علم اصول توجّه خاصّی نمی شود. با وجود این، کـسانی بـه «مـبادی علم اصول» توجّه داشته اند که تا حدّ زیادی همان وظیفه را انجام می دهد. از جمله ایـن بـزرگان، محقق اصفهانی در کتاب «الاصول علی النهج الحدیث» است که به تفکیک مسائل عـلم اصـول از مـبادی تصوری و تصدیقی آن پرداخته و کار را با بحث در پاره ای مبادی تصوری و تصدیقی علم اصول شروع کرده اسـت. امـّا سابق تر از ایشان هم، برخی علم اصول را با همین مبادی شروع می کرده اند.

با این هـمه از آنـ جا کـه فلسفهعلم اصول مستقلاً مطرح نشده است، مسائل بسیاری که تحت این عنوان قابل طرح بـوده اند، مـطرح نـشده اند و این همه، ضرورتِ تخصیص بخشی به این مباحث را روشن می سازد.

فلسفه علم اصول، عـلم اصـول نیست. با وجود این، چون اکثر مباحثی که تحت عنوان فلسفه علم اصول قابل بحث اسـت، در عـلوم دیگر یا طرح نمی شوند و یا اگر مطرح اند، با عنایت به کاربردشان در عـلم اصـول نیست، ضروری است که قبل از ورود در علم اصـول بـدان ها پرداخـته شود. نکته جالب توجّه این است کـه بـسیاری از این مباحث در لابه لای مباحث اصولی مطرح می شود، چون بدان ها به عنوان مبادی مـباحث نـیاز بوده است، امّا چون حـالت اسـتطرادی پیدا مـی کرده اند، بـه صـورتی ناقص و اکثراً نامنقّح مطرح می شده اند. بـرجسته کـردن مباحثی که حالت مقدّمی و مبدأی دارند، کمک بسیاری به تنقیح و پالایش مـباحث مـی کند. و این از عمده ترین نکاتی بوده است کـه راقم این سطور را تـرغیب بـه باز کردن بابی تحت عـنوان «فـلسفه علم اصول» کرده است.

به علاوه، تفکیک فلسفه علم اصول از علم اصول، به تنظیم و پالایـش خـود علم اصول هم می انجامد. دیـگر لازم نـیست مـباحثی به صورت اسـتطرادی در عـلم اصول طرح شود، و بـعد هـم عذرها تراشیده شود که چرا این مباحث را مطرح کرده ایم! به عنوان مثال، مبحثی کـه در ابـتدای علم اصول مطرح می شود به عـنوان «مـوضوع علم اصـول» و بـعدهم فـراتر می رود به موضوعات عـلوم و وجه تمایز علوم از یکدیگر کشیده می شود، مسلّماً بحثی اصولی نیست بلکه بحثی ناظر به عـلم اصـول است و به اصطلاح بحثی درجه دوّم است.

مباحث حـسن و قـبح عـقلی کـه از مـباحث بسیار مهمّ مـورد نـیاز علم اصول است، بنفسه بحثی اصولی نیست ولی در سرتاسر علم اصول به کار می آید ولذا اکثر اصولیان بـه نـحوی اسـتطرادی این مباحث را در لابه لای مباحث اصولی جای مـی دهند؛ مـثلاً مـحقّق اصـفهانی در گـوشه ای از بـحث انسداد وارد بحث حسن و قبح عقلی می شود. مرحوم شیخ انصاری و صاحب فصول و صاحب حاشیه بر معالم و دیگران در مواضع دیگری.

آیا معقول تر این نیست که از این همه استطراد بپرهیزیم و این مـباحث را به صورتی مستقل درمدخل یا فلسفه علم اصول بیاوریم و هر جا در علم اصول که نیازی به آن ها پیدا شد با ارجاع به آن مباحث، صرفاً از نتایج آن ها استفاده کنیم؟

مثال قابل توجه تر در فلسفه عـلم اصـول، بحث اعتباریات است. در سرتاسر علم اصول سخن از اعتباریّات پیش می آید، ولی هیچ جا فصل مستقلّی یا عنوان مستقلّی به اعتباریّات تخصیص نمی یابد. چرا؟ مسئله ای به این اهمیّت که حالت مقدّمی بـر بـسیاری مسائل اصولی دارد ابتر می ماند و صرفاً به پاره ای نکات ناقص آن هم جسته و گریخته در ضمن مباحث اشاره می شود. انصاف این است که این چنین بـحثی بـاید مستقل مطرح شود منتها جـای آن عـلم اصول نیست، بلکه فلسفه علم اصول است. البته همان طور که در ابتدای این مقال آوردیم، ممکن است بحثی در علم دیگری مطرح شود مثل همین «اعـتباریات» کـه در فلسفه با تدوین جـدید مـرحوم علاّمه در اصول فلسفه و روش رئالیسم، مطرح می شود، ولی چون با عنایت به مباحث اصولی نیست، بسیاری از مسائل قابل طرح در ضمن آن که مربوط به علم اصول می شود یا مطرح نشده اند و یا بسیار نـاقص و گـذرا. برای نمونه سرفصل های مهمّی که در ذیل بحث اعتباریات قابل طرحند در انتهای این مقاله آورده می شوند.

با توجه به نکات فوق، طرح فلسفه علم اصولبه صورت پیشنهادی مشتمل بر چهار بخش می شود:

بخش 1: در شناخت علم اصول؛

بخش 2: کـلیاتی در بـاب مباحث زبانی؛

بخش 3: کـلیّاتی در باب تفسیر متون (هرمنوتیک)؛

بخش 4: علم اصول و علوم دیگر.

صورت فصل های هر بخش در انتهای مقاله خواهد آمد.

چارچوپ علم اصول

کار دیگری که در طرح پیـشنهادی ما صورت گرفته است، تنظیم و تنسیق خود مباحث اصولی است. چـنان که در مـقدمه بـحث آوردیم، نظم مباحث در کتاب پر اهمیتی چون کفایة الاصول محقق خراسانی، چندان قابل توجیه نیست. در طرح پیشنهادی ما «حـکم» مـحور همه مباحث قرار می گیرد. به گمان ما برجسته کردن حکم در علم اصول بسیار مـفید و ثـمربخش اسـت. گرچه تنظیم علم اصول بر محور حکم چندان استدلال پذیر و برهانی نیست بلکه بیشتر ذوقی اسـت. البته تا حدّی عجیب است که مبحث «حکم» به صورت استقلالی در علم اصول طـرح نمی شود. ابواب مـهمّی از عـلم اصول مرتبط با «حکم» است، امّا از خود حکم مستقلاً بحث نمی شود. آری هرجا که نیازی باشد استطراداً از آن بحث می شود؛ مثلاً در بحث خروج از ابتلاء در علم اجمالی!

شاید موضع این بحث در فلسفه علم اصول بـاشد و این مبتنی بر معیاری است که برای علم اصول ارائه می کنیم. در هر حال در طرح پیشنهادی ما، بحث از ماهیت حکم، اولین بخش را تشکیل می دهد و بعد اقسام حکم و عوارض حکم و ابراز حکم و.... به گـمان مـا همه علم اصول را می توان بر محور حکم بازسازی کرد، به صورتی که در طرح ذیل آمده است.

پاره ای از مباحث مثل مبحث قطع را به تناسب در فلسفه علم اصول ذیل بحث احکام عقلی آورده ایم و سـرّ آن را در هـمان جا بازگفته ایم و بنابراین نمی توان به صورت مستوفا در بحث «الحجة علی الحکم» آورده شود. مناسب است اجمالاً به نتایج آن ها اشاره شود.

آن چه به دنبال می آید فهرست کلّی فلسفهعلم اصول و علم اصول اسـت. هـر یک از فصل های ذکر شده به زیر فصل های متعدّدی تقسیم می شود که به تناسب در هر بخش طرح می شوند. به عنوان نمونه، زیرفصل های فصل های 2 و 3 و 4و 5 از بخش اوّلِ فلسفهعلم اصول آورده می شوند تا حدّی شـیوه کـار روشـن شود.

فلسفه علم اصول:

بخش 1: در شناخت علم اصول

مقدّمه: معنای فـلسفه عـلم اصول

فصل 1: تـعریف علم اصول و تدوین آن

فصل2: اعتبارات

فصل 3: منابع و روش های علم اصول

فصل4: احکام عقلی: عقل نظری ـ عقل عملی

فصل 5: بناء عقلاء

بخش 2: کلیّاتی در باب مباحث زبانی

مقدّمه: متد تحقیق در مباحث زبانی

فصل1: معنا و تـئوری های معناداری

فصل2: پدیـده وضـع و کیفیت آن

فصل 3: نظریه استعمال الفاظ

فصل4: افعال گفتاری

فصل5: حقیقت و مجاز ـ علامات حـقیقت و مجاز

فصل6: مـعانی حرفیّه

فصل7: حقیقت شرعیّه

فصل8: صحیح و اعم

بخش 3: کلیّاتی در باب تفسیر متون (هرمنوتیک)

مقدّمه: اصطلاحات مختلف هرمنوتیک

فصل1: معنای متن

فصل2: معنای تفسیر و ماهیت آن

فصل3:شرایط فهم و نقش پیش فرض ها

فصل 4: فهم متون دینی و ارتـباط آن بـا بیرون

بخش 4: عـلم اصول و علوم دیگر

مقدّمه: فایده بحث

فصل 1: علم اصول و فلسفه و کلام

فصل2: علم اصول و فلسفه فقه

فصل3: عـلم اصول و فلسفه حقوق

فصل 4:علم اصول و هرمنوتیک

فصل 5: علم اصول و فلسفه زبان

فصل 6: علم اصول در روایات

علم اصول

بخش1: ماهیت حکم

مقدّمه: تدوین و تبویب جدید

فصل 1: نظریه های مختلف در ماهیت حکم

فصل2: مبادی حکم

فصل3: مراتب حکم

فصل4: مـتعلق حـکم و مـوضوع آن

بخش 2: اقسام حکم

فصل1: حکم تکلیفی و وضعی

فصل2: انقسام حکم تکلیفی به اقسام خمسه

فصل3: واجب مشروط و مطلق

فصل4: واجـب مـعلّق و منجّز

فصل5: واجب تعبّدی و توصّلی

فصل6: واجب نفسی و غیری

فصل7:واجب تعیینی و تخییری

فصل8: واجب عینی و کفایی

فصل9: واجب موسع و مضیّق

بخش 3: عوارض حکم

فصل1:تضاد احکام و عدم آن

فصل2: بحث ضد

فصل3: مقدمه واجب (اسـتلزام وجوب ذی المقدمة لوجـوب المقدّمة)

فصل4: اجتماع امر و نهی

فصل5: نسخ حکم

بخش 4: ابراز حکم

فصل1:مدلول صیغه امر و ماده آن

فصل2:صیغه نهی و ماده آن

فصل3:مفاد صیغه ماضی و مضارع

فصل4:ماهیت جـمله خـبریه و انشائیه

فصل5:مشتق

فصل6:مفاهیم

فصل7:عام و خاص

فصل8: مـطلق و مقیّد

فصل9: مجمل و مبیّن

بخش 5: امتثال حکم

فصل1:حقیقت امتثال

فصل2:امتثال بعد از امتثال

فصل3:امتثال اجمالی

فصل4:امکان توسعه در مقام امتثال و فراغ

فصل5:بحث اجزاء

بخش 6: الحجة علی الحکم

فصل1:معنای حجیّت

فصل2:حجیّت قطع

فصل3:اقسام قطع

فصل4:علم اجمالی

فصل5:تجرّی

فصل6:امکان تعبّد به ظنّ

فصل7:حجیّت ظواهر

فصل8:حجیّت اجماع

فصل9:حجیّت خبر متواتر

فصل10:حجیّت شهرت

فصل11:حجیّت خبر واحد

فصل12:حجیّت مطلق ظنون

بخش 7: اصـول عـملیه (الوظـیفة عند فقد الدلیل علی الحکم)

مقدمه: تعریف اصول عملیه

فصل1:اصالة البرائة

فصل2:اصالة التخییر

فصل3:اصالة الاحتیاط

فصل4:تنبیهات بحث

فصل5: استصحاب

فصل6:تنبیهات استصحاب

بخش 8: تعارض ادله

مقدمه: تعریف تعارض

فصل1:اصالة التساقط

فصل2:مقتضای روایات در باب تعارض

فصل3:تعدّی از مرجحات منصوصه

فصل4:جمع عرفی

فصل5:انقلاب نسبت

فصل6:بیان مرجحات مستفاد از روایات

فصل7:مرجحات خارجی

تا ایـنجا اجـمالی بود از فهرست فلسفه علم اصول و علم اصول. هریک از فصل های ذکر شده، خود مـشتمل بـر زیـرفصل های متعدّدی می شوند. زیرفصل های فصول 2و3و4و5 از بخش اوّل از فلسفه علم اصول را به عنوان نمونه آورده ایم تا نـحوه کـار روشنتر شود.

فصل 2: اعتباریّات

فهرست اجمالی بحث

1. اهمیّت بحث ادراکات اعتباری

2. تعریف اعتبار

3. اعتبار و حقیقت ادعاییه سکّاکی

4. صدق و کذب در اعتباریّات

5. ضرورت اعـتبار و زمـینه پیـدایش آن

6. اعتبارات، قبل از اجتماع و بعد از اجتماع

7. اعتبار «باید» در هر فعل صادر و نقد آن

8. ضابطه مفاهیم اعتباری

9. اعتبارات متأخّر: حـرمت، اسـتحباب، کراهت اعتبارات متساوی الطرفین

10. اعتبارات قانونی و ادبی

11. اعتبارات واقعی و حقایق ادعاییه: نظر محقق عراقی

12. اعـتباریّات: مـرتبه ای از واقـعیّت: نظر محقق نایینی

13. اعتباریّات و حقایق نهادی: نظریّه سرل

14. اعتباریّات و قراردادهای اجتماعی

15. انشاء و اعتبار

16. اعتبار و تنزیل

17. احکام شرعی: اعتبار، انشاء، واقعیت

18. انـتساب اعـتباریّات بـه خداوند

19. اعتباریّات و مخترعات شرعیه و عقلاییه

20. رابطه اعتباریّات و حقایق

21.استدلال در اعتباریّات: خلط حقیقت به اعتبار در استدلال های اصولی

22. مـاهیّت گـزاره های اصولی

23. کاربردهایی از بحث اعتباریّات در فقه

24. کاربردهایی از بحث اعتباریّات در اصول

25. اشاره به مباحث مهمّ دیگری که به لحاظ فلسفی بـودن یـا فقهی بودن، در این جا مطرح نشده اند.

فصل3:2 منابع و روش های علم اصول

1. سیر بحث: توجیه جـایگاه بحث

2. مـنابع و روش ها

مقدمه

تبیین روش و منبع

روش های کلّی علوم: عقلی، نقلی (تاریخی)، تجربی

روش های عـلم اصول

منابع عـلم اصول

تداخل مـنابع و روش ها

3. اشتراک فقه و اصول(در روش ها ومنابع)

فصل4

احکام عقلی

بخش 1: کلیات

مقدمه: در سیر بحث و اهـمیّت آنـ: ذکرمثال هایی از علم اصول ـ ارزش این بحث در علوم دیگر

1. عقل عملی و عقل نظری3

2. ارزش قطع: حجیّت قطع4

3. ارزش قطع: ارزشـ مـعلومات نظری:

تعریف علم

مجاری شکاکیّت در روزگار ما

پاسخ های عمده بـه شکاکیّت

بخش2: احـکام عقل نـظری در عـلم اصول

4. بـاب تحلیلات عقلی

5. باب علاقات و استلزامات واقعی (امـکان، وجـوب و استحاله)

6. باب مصالح و مفاسد

بخش 3: احکام عقل عملی در علم اصول

7. حسن و قبح عقلی

8. باید و نباید عقلی

9. ارزش های اخـلاقی دیـگر: فضایل و رذایل

10. حقوق عقلی: بحثی در منشأ حقّ

11. مـستند احکام عقل عملی(بحث تـوجیه: Justification)

12. شـناخت گزاره های عقل عملی

13. قاعده ملازمه

14. تطبیقاتی از احـکام عـقل عملی

حسن عدل و قبح ظلم

قبح تجرّی

حجیّت به معنای معذریّت و منجّزیت

حکم عقل به لزوم امتثال اوامر شارع

حکم عقل در مقدمات مفوّته

حقّ الطاعه

قبح عـقاب بلابیان

وجوب دفـع ضرر محتمل

قبح تکلیف بغیر مقدور

بخش4: رابطه عـقل نـظری و عـقل عملی

15. توضیح درمورد عـنوان بـحث و سیر بحث

16. شبهه هیوم در بـاب رابـطه هست و باید

17. مغالطه طبیعت گرایانه مور

18. اعتباریّات مرحوم علاّمه(به اجمال)

19. نقض سرل و پاسخ های آن

20. خطای برخی از معاصران در استدلال بـر شـکاف میان باید و هست (از طریق فعل گفتاری)

بخش 5: احـکام عـملی در کتاب و سنّت

خاتمه: کـاربرد بـحث عـقل عملی در علم اصول، فـقه، کلام و فلسفه

فصل5: بناء عقلاء

1. اهمیت بحث:

الف) کاربرد بناء عقلاء در علم اصول

ب) کاربرد بناء عقلاء در فقه

2. تحلیل بناء عقلاء:بناء نفسانی یـا عـمل خارجی؟

3. مبادی بناء عقلاء: فطرت یا امـور بیرونی؟

4. حـجیّت بـناء عقلاء

5. حـجیّت مـناطات بناء عقلاء

6. تعارض بـناء عـقلاء و ادله نقلیّه: راه حلّ ها

7. بناء عقلاء و سیره متشرّعه

8. بناء عقلاء و عقل

9. بناء عقلاء و عرف

10. بناء عقلاء در فلسفه جدید

11. بناء عقلاء در حقوق.

______________________________

پی نوشت ها:

1. این دو فایده را بـه ضـمیمه تـحقیقات محقق اصفهانی در نهایة الدرایة، به فارسی ترجمه کـرده ام و بـا تـعلیقات مـبسوط در مـجله نـقد و نظر به طبع رسیده است. ر.ک: نقد و نظر شماره 14 ـ 13، ص105.

2. این فصل در مقام تدوین می تواند به فصل 1 که مختصّ به مباحث تعریف علم اصول و تدوین آن است، ملحق شود.

3. در ایـن بند، تعریف های مختلف عقل عملی و عقل نظری بررسی می شود.

4. در این بند، عمده مباحث قطع آورده می شود. البته بحث تجرّی به بخش 3 از همین فصل منتقل می شود و بحث اخذ قطع به حکم در موضوع خـود حـکم هم به مباحث حکم منتقل می گردد.

برای دانلود کتاب اینجا را کلیک کنید

نظرات مخاطب

ارسال نظر